|
کدخبر: 514 ارسال به دیگران پرینت

فوری|یک راننده اتوبوس در جاده پاکدشت به طرز فجیعی به قتل رسید!

متهمان این پرونده چه گفتند؟

سیزدهم خرداد 93 به پلیس پاکدشت خبر رسید راننده یک اتوبوس به نام محمد پشت فرمان خودرویش در جاده پاکدشت به طرز فجیعی به قتل رسیده است.شواهد نشان می‌داد محمد در حالی که به سمت کریم آباد در حرکت بود مورد حمله چند مرد ناشناس قرار گرفته و آن‌ها پس از زخمی کردن وی با ضربه‌های قمه و چاقو با شلیک گلوله وی را کشتند و گریختند.

پلیس به تحقیق از آشنایان قربانی پرداخت و به اختلاف‌های محمد با اعضای یک خانواده بر سر معامله زمینی در پاکدشت پی برد .

وقتی در بررسی‌ها مشخص شد مرد جوانی به نام فرشاد که از اعضای همین خانواده بود قبلا محمد را تهدید به مرگ کرده بود وی بازداشت شد ولی خودش را بی گناه خواند.

از سوی دیگر پسر عموی فرشاد در بازجویی‌های پلیسی گفت این مرد چند روز قبل تفنگی به او داده بود تا آن را پنهان کند.

با به دست آمدن سرنخ‌هایی، 9 عضو این خانواده به اتهام مشارکت در قتل بازداشت شدند ولی دربررسی کارشناسان اسلحه شناسی روشن شد اسلحه ای که فرشاد به پسرعمویش داده بود تا آن را پنهان کند اسلحه کالیبر 9 بوده ،در حالی که تیرهای شلیک شده به قربانی کالیبر 9 نبوده است.

در حالی که تحقیقات پلیسی تکمیل نشده بود پرونده 9 متهم به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و آن‌ها پای میز محاکمه ایستادند.

درخواست قصاص برای عاملان قتل فجیع راننده اتوبوس

در آن جلسه چهار فرزند قربانی برای عاملان جنایت حکم قصاص خواستند.

سپس فرشاد که بازداشت بود، پشت تریبون ایستاد و منکر قتل شد.

وی گفت: من همراه پدر، برادر، عمو و عموزاده‌هایم همگی ضایعات جمع می‌کردیم و با خاوری که شریکی خریده بودیم آن را به یک کارخانه بازیافت می‌بردیم و می‌فروختیم. شبی که حمید پشت فرمان خودرویش کشته شد، ما همگی ضایعات را بار کامیون کردیم و با هم به کارخانه بردیم. مقابل در کارخانه چون من و برادرم فرشاد خسته بودیم از خاور پیاده شدیم. ما پشت دیوار کارخانه خوابیدیم و پدر، عمو و عموزاده‌هایم همگی داخل کارخانه رفتند. نیمه‌شب بود که عمویم تماس گرفت تا ما هم برای کمک به آنجا برویم. من و برادرم به کارخانه رفتیم و ضایعات را که شش تن وزن داشت بعد از وزن‌کشی از خاور خالی کردیم و به خانه برگشتیم. من از همان وقتی که به اتهام قتل بازداشت شدم، گفته بودم بی‌گناهم.

وقتی قضات دادگاه، فیلم دوربین مداربسته کارخانه را به متهم نشان دادند و علت عدم حضور وی و برادرش را در کارخانه پرسیدند، فرهاد گفت: من و برادرم در کارخانه حضور داشتیم ولی نمی‌دانم چرا بخشی از فیلم دوربین مداربسته به دادگاه ارائه شده که ما در آن حضور نداریم.

فرهاد نیز منکر دست داشتن در قتل شد و حرف‌های برادرش را تائید کرد. سپس هفت متهم دیگر که با وثیقه آزادند منکر اتهام معاونت در قتل شده و گفتند بی‌گناه هستند.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود، فرهاد و برادرش را هر یک به ده سال زندان و پرداخت دیه محکوم کرد. هفت متهم دیگر نیز به اتهام معاونت در قتل به سه سال زندان محکوم شدند.اما حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید نشد و قضات دیوان عالی کشور خواستند تا بعد از تکمیل تحقیقات،متهمان بار دیگر محاکمه شوند.

با تکمیل تحقیقات و شناسایی یک شاهد ،چهار نفر از متهمان از دست داشتن در ماجرا تبرئه شدند و پنج متهم دیگر از جمله،فرهاد،فرشاد و پدرشان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کردند.

دومین جلسه دادگاه

در ابتدای جلسه اولیا ی دم درخواست قصاص را مطرح کردند.

سپس تنها شاهد ماجرا رو به روی قضات ایستاد و به تشریح آنچه دیده بود پرداخت .

مرد جوان گفت: من و خانواده ام در شریف آباد پاکدشت زندگی می کردیم .اما چون من کارمند بیمارستان‌مسیح‌دانشوری بودم هر روز صبح زود با اتوبوس به محل کارم می رفتم .آن شب در خانه پدرزن میهمان بودم و چون پدرزنم محمد را می شناختم و با او دوست بود از او خواست تا صبح زود مرا با اتوبوس به تهران برساند .

وی ادامه داد :ساعت چهار و نیم صبح بود که سوار ماشین محمد شدم و روی صندلی شاگرد نشستم . منطقه باباخان بودیم که محمد اتوبوس را متوقف کرد و منتظر شد تا چند مسافر سوار شوند . من چشمانم را بسته بودم تا بخوابم که یک باره متوجه شدم دو مرد نقاب دار که اسلحه در دست داشتند سوار ماشین شدند. یکی از آنها موهای بلند و آشفته داشت . یکی از مردان نقابدار اسلحه را به سمتم گرفت که ترسیدم و تکان نخوردم.او به پشت صندلی راننده شلیک کرد و تیر بعدی را به سر محمد زد. همان موقع یک نفر دیگر که تبر در دست داشت وارد اتوبوس شد و چند ضربه تبر به محمد زد. یکی از مردان نقابدار چند تیر دیگر به پای او شلیک کرد و آنها گریختند .

وی ادامه داد من آنقدر ترسیده بودم که چیز زیادی به خاطر ندارم . کف اتوبوس غرق خون شده و خون روی پله ها جاری شده بود .من بلافاصله از اتوبوس پیاده شدم و با برادر زنم تماس گرفتم .ما پلیس و اورژانس را خبر کردیم اما کار از کار گذشته بود .مردان مهاجم نقاب به صورت داشتند و من نتوانستم آنها را شناسایی کنم .

سپس پنج متهم که با قرار وثیقه آزاد بودند یک به یک به دفاع پرداختند و جرم شان را انکار کردند. آنها همگی گفتند قبول داریم با قربانی اختلاف ملکی داشتیم اما از ابتدای بازداشت قتل را قبول نکردیم و نمی دانیم چه کسی دست به جنایت زده است .

وکیل متهمان نیز گفت :مشخصاتی که شاهد ماجرا از متهمان ارائه داده با مشخصات ظاهری موکلانم مطابقت ندارد.انها بی گناه هستند.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

دیدگاه تان را بنویسید