|
کدخبر: 392 ارسال به دیگران پرینت

قحطی بزرگ ایران 10 انسان را کودک خوار کرد!+عکس

در قحطی بزرگ ایران دو زن را به جرم کودک پزی دستگیر کردند.

بزرگترین فاجعه انسانی در تاریخ ایران با قتل عام چهل درصد جمعیت کشور 40 سال طول کشید تا ایران به جمعیت قبل از قحطی برگردد.شبه نسل کشی و مصداق عینی جنایت علیه بشریت در دوران آخرین شاه قاجار با نقش آ،رینی انگلیس و روسیه بوده است.

در آن دوره غلات کمیاب و گران شده بود.آرامش شهرها با ازدحام و درگیری و خونریزی در برابر نانوایی ها به هم ریخته است.در کوی و برزن،حمله دسته جمعی گرسنگان به افراد عادی شده است.نانوایی هایی که هنوز تعطیل نشده اند،آرد را با کلوخ و خاک اره مخلوط می کنند.

با اینکه آتش جنگ جهانی اول در اروپا زبانه می کشد،دکتر وایلدر در نامه اش به کمیته امداد آمریکا نوشت : اگر صحنه هایی را که امروز در مسجد ارومیه دیدم،می شد فقط برای 10 ساعت به میدان مدیسون نیویورک انتقال داد،هر روزنامه ای در آمریکا فجیع ترین صحنه جنگ جهان را گزارش می کرد تا میلیون ها نفر برای کمک رسانی روانه شوند.بینوایان غوطه ور در گنداب بر سر لاشه مردار به جان هم افتاده اند.

گزارش موارد آدمخواری

ژنرال لیونل دنسترویل فرمانده نیروهای بریتانیا در شمال و غرب ایران گفته بود:.مواردی از آدمخواری گزارش شده.مردم از روی اجسادی که در معابر ریخته،می گذرند.اگر کسی از بی تفاوتی خاص مشرقی ها که می گویند خواست خداست برخوردار نباشند،نمی تواند این صحنه ها را تحمل کند.قیمت غله و علوفه بر اثر خریدهای ما بالاتر رفت و هر افزایش به معنای مرگ بسیاری از مردم است.

سرگرد داناهد افسر اطلاعاتی انگلیس نیز گفته بود : آدمخواری تا کنون در ایران ناشناخته بود و برای همین مجازاتش در قوانین پیش بینی نشده بود.کودکان از جلوی خانه ها ربوده و خورده می شوند.نظمیه 10 کودک خوار را بازداشت کرده است.دو زن به خاطر پختن پختن دختری 8 ساله سنگسار شدند.وقتی بچه های اسکلتی برای تکه ای نان دوره ام می کنند.دچار وحشت می شوم از اینکه شاید سرنوشت این بچه ها دیر یا زود جوشیدن درون دیگ باشد.

همدستی قحطی و وبا باعث مردارخواری شد

سه سوار ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به برداشتند از دیوارهاتی شهر وارد شدند : قحطی ،آنفولانزای اسپانیایی و وبا.

مردم مجبور بودند هر چه را که می توانستند بخورند و بجوند.گربه و سگ و کلاغ را نمی شد یافت.حتی موشها نسلشان برافتاده بود.

برگ و علف را مانند نان و گوشت معامله می کردند.هر گوشه و کنار اجسادگان مردگان پراکنده بود.مردم به خوردن مردگان روی آوردند.

جابه جایی سربازان بریتانیایی به قیمت مرگ ایرانیان ازگرسنگی

ژنرال دیسکون در کتابی نوشته : اگر محصولات غذایی ایران را جمع آوری نمی کردیم باید خودمان می آوردیم که بخش بزرگی از ناوگان کشتیرانی را اشغال می کرد.

یعنی نصف جمعیت ایران تلف شد تا کشتی های امپراتوری بریتانیا ظرفیت بیشتری برای سربازانش داشته باشد.

طبق گزارش کالدول وزیر مختار آمریکا حتی محموله 3 هزار کیسه شکر اهدایی آمریکا توسط قوای انگلیس در بندر عباس اجازه ترخیص نیافت.در اوج زوال و ذلت سلسله قاجار قوای روسیه و عثمانی بازارها را غارت می کنند و آتش می زنند.روسها ضمن کشتار و بر پا کردن چوبه های دار با خالی کردن طویله ا و انبارهای کاه و غله،هر چه نتوانند ببرند را می سوزانند.با سقوط آخرین تزار روسیه خسارت روس ها سنگین تر شد.سربازهایشان به افسران سلام نمی دادند.آنها با آتش افروزی تجاوز به زنان و قتل عام گسترده از ایران خارج شدند.

در نامه علاالسلطنه (نخست وزیر) به سفارت روسیه آمده بود :خسارت و جنایاتی که ارتش روسیه بر ایران حادث کرده،بی حد و حساب است.غارت روزمره،احتکار مواد غذایی و تعرض به زنان هر جا قشون روس حاضرند اتفاق افتاده است.

دعوا بر سر قوطی های کنسرو لوبیا

ادیسون ساترد کنسول آمریکا گفته بود : در مرز قصر شیرین وقتی قوطی های خالی لوبیا را انداختیم،مردم برای تصاحبش به جان هم افتادند.بی تفاوت به دست و زبانشان که زخمی و خونین بود قوطی خالی را می لیسیدند.

کنار جاده پر از اجسادی بود که مگس ها چشم هایشان را می خوردند.برگ درختان از دهانشان بیرون زده بود چون دم مرگ توان بلعیدن نداشتند.محتکران گندم شلاق می خوردند اما بگیر و ببندها بی فایده بود.

ایرانیان دلسوز به میدان آمده بودند.اما تکاپوی خیریه ها مثل ریختن یک سطل آب روی خانه ای است که می سوزد.

سال دم پختکی

برای کاهش اجساد خیابانی،طرح مخبرالسلطنه(پسرعموی پدر صادق هدایت) در طبخ و توزیع دم پختک در 6 نقطه تهران اجرا شد.

زندگی بخش بودن این غذا پس از قحطی باعث رواج و محبوبیتش شد.فقرای نجات یافته در خاطرات خود به جای سال قحطی می گفتند سال دم پختک !

روایت دردناک دختر بچه 6 ساله

اعلام الدوله حکیم باشی دربار از نخستین دانش آموختگان ایرانی در رشته پزشکی گفته بود : روبروی شیربرنج فروشی در گذر تقی خان سنگلج،دختر لاغر شش هفت ساله ای به رنگ کاه با لباس پاره ایستاده بود و با حسرت نگاه می کرد که ناگهان از حال رفت و به زمین افتاد.

به دکان دار گفتم یک بشقاب شیربرنج آورد و چند قاشق به دختر خوراندیم.اندکی که حالش جا آمد گفت:«دیگر نمی خورم.اجازه بدهید بقیه اش را برای مادرم ببرم تا مثل پدرم از گرسنگی نمیرد.»

نقض قرار داد روسیه و انگلیس

روسیه و انگلیس قرارداد پرداخت ماهیانه 200 هزارتومان به ایران را زیر پا گذاشتند.در اوج قحطی ،انگلیس حتی 25 درصد سهم نفت ایران(طبق قرارداد استعماری دارسی) را نپرداخت.تازه با ادعای آسیب لوله های نفت،خسارت را هم طلب می کرد.

برای همین است که اسناد نظامی انگلیس در ایران بین سال های 1914 تا 1921 منتشر نشده و تا سال 2053 نیز محرمانه خواهد ماند!کتاب های مهم داناهو و دنسترویل(منابع این رشته استوری،تحقیقات محمدقلی مجد) بلافاصله پس از جنگ جهانی اول چاپ شد و از دست دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در رفت.

اسفند 1296 _تلگراف شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به نیویورک : قطحی گسترده با تیفوئید و تیفوس همراه شد.مردم علف،سگ و حتی انسان می خوردند.

میرزا کوچک خان در دوران قحطی چه کرد؟

در شمال کشور وضعیت متفاوت بود،وزیر مختار آمریکا نوشته بود:«میرزا کوچک خان کنترل ارزاق را سامان داده و به طور موثر رسیدگی بر قحطی را به دست گرفته بود.به رشت پول فرستادیم اما گفتند با اقدامات موثر جنگلی ها نیاز به کمک ما نیست.»

اما با شکست نهضت جنگل از انگلیس رشت هم در دام قحطی افتاد.

منبع:خبرگزاری رکنا

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

دیدگاه تان را بنویسید